خرید بک لینک
گفته بودم زندگی زیباستگفته و ناگفته، ای بس نکته ها کاینجاستآسمانِ باز؛آفتابِ زر؛باغهای گل؛دشتهای بی در و پیکر؛سر برون آوردن گل از درون برف؛تاب نرم رقص ماهی در بلور آب؛بوی خاک عطر باران خورده در کهسار؛خواب گندمزار در چشمهی مهتاب؛آمدن،رفتن،دویدن؛عشق وزیدن؛در غم انسان نشستن ؛پابه پای شادمانیهای مردم پای کوبیدن؛ کار کردن،کارکردن؛آرمیدن؛چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن ؛جرعههایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن ؛ گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن؛همنفس با بلبلان کوهی ِ آواره خواندن؛در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن؛و رهانیدن،نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن؛گاه گاهی ،زیر سقف سقف این سفالین بامهای مه گرفته، قصههای در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن،بی تکان گهوارهی رنگین کمان رادر کنار بام دیدن ؛یا شب برفی،پیش آتشها نشستن،دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن آری، آری، زندگی زیباستزندگی آتشگهی دیرنده پا برجاستگربیفروزیش، رقص شعلهاش در هر کران پیداست ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست» پیرمرد، آرام و با لبخند،کندهای در کورهی افسرده جان افکندچشمهایش را در سیاهیهای کومه جست و جو می کرد... +از منظومه آرش کمانگیر، سیاوش کسرایی +اگه همه چیز یه اشتباه باشه چی؟ یه غلط نگارشی!:)

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 21:35

صفحه بندی